محمد اعظم خان ( ناظم جهان )

357

اكسير اعظم ( فارسى )

يا خرفه يا هندوانه يا تخم كدو و يا لعاب اسپغول و خاكشى سنگ شو به اندك قند با شربت كدو يا عناب . و اگر لينت باشد با شربت صندل يا سيب يا دوغ گاو كه مسكه گرفته باشند و بسيار ترش نباشد يا آب هندوانهء رسيدهء شيرين و امثال اينها . و اگر به سبب هوازدگى باشد تدبير آن نمايند و دستور را هل بنگاله در باب خشك كردن آبله آن است كه از روز يازدهم و دوازدهم يا زياده كه دانه‌ها رو به خشكى آورند زردچوب تازه يك وزن علف سبز يعنى دوب و برگ نيب تازه هر يك عشر وزن برنج سفيد سدس وزن همه را به آب باريك سائيده و قدرى آب ديگر داخل كرده مثل دوغ غليظ نموده بر تمام بدن به آهستگى با پر مرغ بمالند كه معين بر خشكى و ريختن خشكريشه است به زودى و اين در صورتيست كه اندك نمى بر دانه‌ها باقى باشد . و اگر خشك باشند مقدار ربع يا خمس هر چهار جزو روغن كنجد نيز داخل كرده به دستور چهار روز يك مرتبه بمالند تا پوست دانه‌ها ريخته شود و در اين ايام تبريد بايد داد از شيرجات و غيره كه سابق مسطور شد و از ادويه و اغذيهء حاره اجتناب فرمايند . و اگر در موضعى زخم گردد پارچه به روغن گل تر كرده بر آن موضع اندازند و يا پيراهن به روغن گل تر كرده بپوشانند و دائم آن را به روغن تر دارند تا التيام يابد و يا مسكهء گاو تازه به يك صد و يك آب شسته مكرر بمالند . و اگر از اين التيام نيابد به مراهم معالجه نمايند . و اگر در جراحت كرم افتد آب برگ شفتالو و صبر بر آن ريزند و پس به مرهم علاج كنند تدبير ازالهء خشكريشه به قول جرجانى خشكريشه آن پوست را گويند كه بر روى ريشه‌ها پديد آيد هرگاه آبله خشك شود و خشكريشه بماند بنگرند اگر خشكريشه خشك و باريك باشد و زيرا و هيچ ترى نباشد روغن نيم‌گرم بمالند يا بر آن چكانند تا زود بيفتد و بهترين روغن از بهر اين كار روغن كنجد تازه است اما آنچه بر روى باشد روغن پسته بمالند و روغن كنجد از آن دور دارند . و اگر خشكريشه باشد يا زير پوست او رطوبتى باشد آن را به آهستگى بىروغن بردارند و رطوبت از وى بچينند پس بنگرند اگر عمق دارد يعنى به پوست فرو رفته باشد ذرور از صبر و مر و زردچوب و مرداسنگ و اقليماى نقره و سفيدهء ارزيز و اسرنج بر آن پاشند . و اگر عمق ندارد و يا پوست برابر بود شب يمانى و نمك سوده بپاشند و بگذارند تا بار ديگر خشكريشه آرد و ديگر بار به آهستگى بردارند و بنگرند اگر در زير خشكريشه همچنان رطوبت باشد همچنين علاج كنند . و اگر رطوبت نبود به علاج حاجت نباشد . و اگر ديگر بار خشكريشه بردارد به روغن چرب كنند تا بيفتد . مجوسى گويد كه چون جدرى در جفاف اخذ كند تمليح بنمك سود به روغن كنجد استعمال كنند و آن را بر بدن در آفتاب طلا نمايند اگر فصل سرما يا ربيع يا خريف باشد در مكانى كه آن را سردى نرسد و به آبى كه در آن مورد جوشانيده باشند غسل كنند پس اگر مقشر نگردد بار ديگر اعادهء تمليح بعد سه روز نمايند . انطاكى گويد كه اگر صحيح بودن صحت و شوق بسلامت باشد نمك در روغن حل كنند و آن را به پر مرغ طلا نمايند و يا جامه به روغن تر كرده بپوشانند و الا حذر از آن كنند . بعضى گويند كه در اواخر كه خشكريشه تمام ريخته يا بعضى مانده اگر غده عارض گردد خزف پارها كه در چاه يا نهر يا حوض يا تالاب مىباشد برآورده سائيده بمالند و ضماد سبوس چون به آب برگ كاسنى بسيار مفيد و مجرب است و سبوس جو و تخم خبازى و تخم خطمى كوفته با شير بز پخته مثل مرهم نهادن نيز آزموده است . و اگر شير بدست نيايد به آب برگ كاسنى يا برگ عنب العثلب يا آب خالص نيز مفيد است . و ايضاً ضماد آرد جو با نصف وزن آن ريوند چينى نافع و مجرب است از اينها تحليل يابد يا منفجر گردد تدبير حفظ اعضا از آفت جدرى اعضائى كه از آفت آبله نگاه بايد داشت آن چشم است و گوش و منفذ بينى و حلق و ريه و قلب و امعا و مفاصل از بهر آن‌كه مضرت اين اندامها عظيم باشد و متقرح شوند اما چشم را بيم آن باشد كه تباه شود و يا بر آن بياض عارض شود و اما گوش را خوف كرى باشد و اما منفذ بينى پس گاهى در آن قروح عارض شود و مجراى هوا بند گردد و گاهى قوت شامه زائل شود و اما حلق گاهى در آن خناق عارض شود و گاهى از قروح آن منع فرو بردن طعام و شراب گردد و گاهى با كلمه قتاله آنجا مودى شود و اما ريه گاهى از بثور جدرى و حصبه در آن ضيق النفس شديد عارض شود و گاهى در سل اندازد چون قرحه كند و اما قلب گاهى محترق شود از شدت گرما و اما امعا گاهى در آن سحج و قروح عارض گردد كه تلافى او دشوار باشد و اما مفاصل بساست كه به سبب بزرگى دانه‌ها و خباثت ماده حركت آن دشوار گردد يا باطل شود حفظ چشم به قول شيخ بهتر آن است كه مرى جو و آب گشنيز در چشم كشند و گاهى در آن سماق و كافور داخل مىكنند و خصوصاً در اول روز و قطور مرى تنها نيز نافع و همچنين